|
آجیل از هرمطلب شیرین و شور و ترش و حتی تلخ داره ...
|
بمن بگید چگونه وبلاک خوبی داشته باشم؟
راز جذب بینندگان وبلاک چیه؟
بنظر شما چطور میشه وبلاکم جذاب و جالب باشه؟
=====================================================
شهادت مظلومان حضرت فاطمه زهرا س
شهادت دخت نبی عصمت کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها
بر همه بشر دوستان مردان و زنان عالم
بخصوص همه محبین اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام
تسلیت باد
انشالله شفاعتشان نصیبمان شود
و
در دنیا و آخرت مورد توجه شان قرار بگیریم
![]()
یگان " >
سیستم تبادل لینک باکس رایگان برای وب مسترها
>
عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني اشك حسرت ريختن عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب ناب عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني سروراي آويختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني عطر گلهاي سفيدعشق يعني مستي و ديوانگي
عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني سروراي آويختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني عطر گلهاي سفيد
عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني سروراي آويختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني عطر گلهاي سفيد
): اگه تونستي زير آب يه نفس عميق بکشي يا اگه تونستي يه بوسه به آتيش بزني يا اگه تونستي همه ي ستاره هاي آسمون رو بشماري اون وقت من مي تونم تو رو فراموش کنم
خشگل نيستي ولي جگر مني،حرفات تلخه ولي عسل مني ،به يادم نيستي اما زندگي مني،به فکرم نيستي اما روياي مني،با من نيستي اما نفس مني،مهربون نيستي اما دنياي مني ، دوستم نداري اما عشق مني ،به من تعلق نداري اما ماله مني
کاش غرورم را که در پستوی سادگی ام پنهان بود می يافتی، اما تو این سادگی را بهانه ای قرار دادی برای در هم شکستن غرورم
fig): ارزوی جوجه تیغی:بغلش کنی. ارزوی پاندا:عکس رنگی بندازه. ارزوی گوسفند:رو صندلی جلو وانت بشینه. ارزوی خر:نمی گم داغ دلت تازه نشه.
موقعي که داري واسه بدست آوردن کسي ميدوي آروم بدو چون شايد يکي هم داره واسه بدست آوردن تو ميدوه ........
همه ميخواهند بشريت را عوض كنند ، دريغا كه هيچ كس در اين انديشه نيست كه خود را عوض كند
: در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم با عقل آب عشق به یک جو نمی رود بیچاره من که ساخته از آب و آتشم دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم پروانه را شکایتی از جور شمع نیست عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست شاهد شو ای شرار محبت که بی غشم باور مکن که طعنه ی طوفان روزگار جز در هوای زلف تو دارد مشوشم سروی شدم به دولت آزادگی که سر با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم دارم چو شمع سر غمش بر س
(4/3/2008 12:06:27 PM): هر روز ما آف هامونو باز مي کنيم و پيام هايي رو که دوستامون فرستادن مي خونيم ... اما تا حالا چند بار "قرآن" رو باز کرديم تا پيام هايي رو که خداوند فرستاده بخونيم؟ اگه خدا رو دوست داري اين پي ام رو براي همه اد ليستات بفرست
1.با وضو وارد چت شوید. 2.اول نیت کنید و سپس مشغول شوید. 3.اگر چت صوتی باشد احتیاط واجب ان است که خواهران گرامی از نرم افزار voice chenger برای تغییر صدای خود استفاده نمایند . 4.هر برادر جدیدی برای ورود به چت یا الله بگوید. 5.اگر چت تصویری باشد لازم است که خواهران با صورت شطرنجی شده حضور یابند. 6.در صورتی که چت منجر به گذاشتن قرار شد مستحب است که قرار در مصلا یا اماکن متبرکه صورت بگیرد. 7.بر عموم خواهران و برادران واجب است که به ازای یافتن هر دوست پسر و
اي خدا غصه نخور از تو فراري نشدم بعد از آن حادثه در کفر تو جاري نشدم با وجوديکه به حکم تو دلم زخمي شد شاکي از آنکه مرا دوست نداري نشدم ابر را چوب همين سادگي اش ويران کرد منکه ويرانتر از آن ابر بهاري نشدم اي خدا غصه نخور باز همين مي مانم من زمين خورده اين ضربه کاري نشدم هرکسي خواست تو رااز من جدا سازد ديد هر چه کردي تو به من از تو فراري نشدم ( ق.ظ): اگر خداوند ارزويي را در دلت انداخت مطمئن باش توانايي رسيدن به ان ارزو را در تو ديده است
معلم:حمید من یک میلیونر هستم چگونه عبارتی است؟
حمید: آقا اجازه یک دروغ محض.یکرنگ
از زرنگی می پرسن دو دوتا میگه چهارتا برای جایزه بهش چهارتا گردو می دن.
یه روز دیگه ازش می پرسن دو دو تا می گه یه گونی.یکرنگ
روزی ملا به در خانه ی همسایه رفت و از
او درخواست یک دیگ را نمود. همسایه ظرف را
داد.
بعد از چند روز بعد ملا دیگ را به همراه یک
دیگچه آورد.
همسایه با تعجب پرسید که دیگچه دیگر
چیست؟
ملا پاسخ داد که دیگ
یک دیگچه زایید و همسایه با خوشحالی
پذیرفت.
چند روز بعد دوباره ملا دیگ را درخواست کرد
همسایه به امید زاییدن دیگ، دیگ را به او داد و مدتی گذشت و ملا دیگ را
نیاورد.
همسایه برای دریافت دیگ خود را به در خانه ی
ملا رسانید و دیگ خود را درخواست کرد.
اما ملا با گریه پاسخ داد که دیگ
مُرد.
همسایه با تعجب پرسید مگر دیگ می
میرد؟
ملا گفت: این بار هم
مانند بار قبل دیگ در حال زاییدن بود که سر زا مرد!!!!!!یکرنگ
وسط شهر یه چاهی بوده، هی ملت میافتادن توش، زخم و میشدن. میان تو شهرداری یک جلسه برگذار میکنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن.
یکی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یک آمبولانس میگذاریم بغل این چاه، هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا میکشن..آفرین!
یک مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق که همتون نفهمید! آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که بدبخت جون داده ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی سر حال می شن، کف میزنن سوت میکشن، که ایول بابا تو چه مخی داری!
یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ مردم تعجب میکنن، میگن: خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر میکنیم، میریم نزدیک همه بیمارستانها یک چاههای زیادی حفر می کنیم!یکرنگ
دو تا آفریقایی با یه نفر سومی وسط بیایون بودن در همین حال و هوا بودن که یدفعه آفریقایی یه چراغ جادو پیدا می کنه.
بعد غوله می یاد بیرون و به آفرقایی میگه یه آرزو کن.
آفریقایی میگه: منو سفید کن.
تا اینو میگه سومی میزنه زیر خنده آفریقایی میگه: چیه برای چی میخندی؟
سومی گفت: همینجوری.
بعد غوله به آفریقایی دومیه گفت: تو چی می خوای؟
آفریقایی گفت: منم سفید کن .
دوباره سومی میزنه زیر خنده .
آفریقایی گفت برای چی میخندی؟
سومی باز گفت: همینجوری.
نوبت سومی میشه. غوله ازش می پرسه: تو چی می خوای .
سومی میگه: این دوتا رو سیاه کن.یکرنگ
قاضی دادگاه، آدم شیادی که مال مردم را بالا می کشید
محکوم کرد که روی الاغ سوار کنند
و در همه جای شهر بگردانند و جار بزنند ک
ه او آدم کلاشی است و کسی به او پول ندهد.
در پایان روز صاحب الاغ از او کرایه خواست
یارو با پوزخند گفت: مرد حسابی
! خودت از صبح تا حالا داری فریاد می زنی
که من پول مردم را بالا می کشم
، حالا با چه امیدی از بنده کرایه الاغت
را مطالبه می کنی؟
|
[x] بستن پنجره لطفا برای حمایت از ما از سایت های زیر دیدن کنید | |
|
[x] بستن پنجره لطفا برای حمایت از ما از سایت های زیر دیدن کنید | |
ببين بخت من بدون تو سياه آخهعاشقي بدون تو يه گناه آخه عشق تو واسم يه سرپناه....
کارخداست به عشق تو اسيرم آره کار خداست به خاطرت ميميرم...
کارخداست اگه محو نگاتم هر جا باشي تا آخرش باهاتم هميشه تکيه گاتم
یوسف دوان دوان به دفتر مدرسه وارد شد و گفت آقای ناظم کمک کنید الان نزدیک به نیم ساعت است که پرویز با بردارم دعوا می کند و داره اون رو میزنه .
ناظم در حال خروج از پرویز پرسید:چرا زودتر نیامدی بگویی؟
پرویز سری خاراند و گفت:اخه تا الان داداشم داشت اونو میزد.یکرنگ
اولی:به نظر تو موقع تشیع جنازه جلوی تابوت باشی بهتر است یا پشت تابوت؟
دومی:فرقی نمی کند فقط باید سعی بکنی داخل تابوت نباشی.یکرنگ
از آقای خیابانی میپرسن: به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره، به کره و چین هم حمله کنه تکلیف ایران چی میشه؟
خیابانی میگه: چی میشه نداره که، ایران میره جام جهانی! یکرنگ
روزی از یک چوپان می پرسند:این همه چوپانی کردی رو اخلاقت تاثیر نگذاشته؟
می گه:نع...نع..نع!!!یکرنگ
بابای یکی میمیره، مجلس ختمش رفیقاش همه میان بهش تسلیت میگن.
بنده خدا خیلی احساساتی میشه، میگه: به خدا خیلی زحمت کشیدین تشریف آوردین، شرمنده کردین... ایشالله ختم پدرتون جبران میکنم! یکرنگ
شخصی به حمام رفت بدون اینکه موهایش را خیس کند به آن شامپو زد.
از او پرسیدند چرا این کار را کردی؟
جواب داد آخه رو شامپو نوشته شده بود برای موهای خشک.یکرنگ
آمریکاییه داشته تو رودخونه غرق میشده، هی داد میزده: help me, hellllp!
یکی از اونجا رد میشده میگه: احمق جون اگه جای کلاس زبان کلاس شنا رفته بودی الان غرق نمیشدی.یکرنگ
یکی: راستی راستی این دفعه رفتم تست بازیگری دادم و قبول شدم میگین چجوری . بخونین.
کارگردان گفت:نقشش خیلی کوتاهه ها فقط همین صحنه.
گفتم:عیبی نداره!
گفت:پول نمیدیما!
گفتم:عیبی نداره!
گفتم:دیالوگ چی؟
گفت: خودتو نشون نمیدیم!
تو میری پشت یه دیوار بعد یک گلدون میوفته اونور و تو میگی:آخ.
گفتم: بلند بگم.
گفت:مهم نیست صدات هم بعدآ دوبله میشه!!!
یکرنگ
غضنفر داروخونه داشته، یک روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کش جدید رسید.
بعد یک مدت یکی میاد تو داروخونه میگه: ببخشید، جریان این سوسک کش جدید چیه! این خونه ما رو سوسک گرفته!
غضنفر میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه شما این دارو رو میریزید تو یک قطره چکون، بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید هر سوسک رو که گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن .
یارو میگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا میکشیمشون.
غضنفر میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ازون راهم میشه !!یکرنگ
یه دهاتیه پا میشه میاد تهرون میره سوار تاکسی میشه میگه در بست. راننده هم قبول میکنه.
وقتی میاد پیاده شه یه ده تومنی میزاره کف دست راننده و میره.
راننده داد میزنه: آقا…بقیه ش؟؟؟
دهاتیه میگه: بقیه ش مال خودت!!!یکرنگ
معلم تاریخ: آهای… تو که با اون قد بلندت ته کلاس وایسادی و بر و بر منو نگاه میکنی بگو ببینم اسکندر مقدونی کی بود؟
طرف: نمیدونم.
معلم تاریخ: کی ناصرالدین شاه را کشت؟
طرف: نمیدونم.
معلم تاریخ: پس تو با این وضعت چطوری میخوای امتحان تاریخ بدی؟
طرف: من که نمیخوام امتحان بدم من اومدم بخاری کلاس را تعمیر کنم.یکرنگ
گدا: آقا تو رو خدا به من هزار تومن بدین برم ناهار بخورم.
یارو: پول نمیدم، ولی بیا بریم برات یه پرس غذا بگیرم.
گدا: نه نخواستم، امروز واسه هزار تومن تا حالا شیش بار ناهار خوردم!یکرنگ
مسافر به مدیر هتل: "آقا اتاق من پر از مگس است!"
مدیر هتل:"نگران نباشید یک ساعت دیگر وقت ناهار است همه ی آنها به رستوران هتل می آیند."یکرنگ
یه روز یکی می خواسته سوار آسانسور بشه میبینه اونجا نوشته: ظرفیت 12 نفر.
میگه: ای وای خدا! حالا اون 11 نفر رو از کجا بیارم!؟یکرنگ
یارو به شاگردش میگه: قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین کار میکنه یا نه.
شاگرد میره عقب ماشین، میگه: کار میکنه، کار نَمیکنه، کار میکنه، کار نَمیکنه...!یکرنگ